تاریخچه باغ کتاب تهران

طرح‌های کاربری گذشته

 

طرح کاربری «باغ کتاب تهران از آغاز پروژه در اواخر سال ۱۳۸۳ تاکنون سه بار تغییر کرده است:

کاربری اولیه پروژه که معماری ساختمان نیز بر مبنای آن طراحی شد، اختصاص مکانی دائمی برای نمایشگاه کتاب تهران بوده است تا مشکل برگزاری نمایشگاه کتاب در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برطرف شود. این طرح بعد از مدتی تغییر کرد. چراکه:

 

  • نمایشگاه کتاب فقط ۱۰ روز در سال برگزار می‌شود و تکلیف این بنای عظیم در روزهای باقیمانده سال مشخص نخواهد بود؛
  • اگر قرار بود نمایشگاه کتاب در کل سال برگزار شود دیگر از تعریف نمایشگاهی خارج می‌شد و شکل کتاب‌فروشی پیدا می‌کرد.

بنابراین طرح کاربری پروژه به ایجاد «بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی جهان» (به‌عنوان مزیت رقابتی آن تغییر کرد. در طرح کاربری دوم، به دلیل شناسایی ضعف سیستم توزیع، عرضه و پخش کتاب ایده پروژه تغییر کرد: خواندن کتاب و سفارش آن در محل باغ کتاب تهران و تحویل یک روز بعد سفارش‌ها در منزل. اما با توجه به پیمایش‌های صورت گرفته، این ایده نیز کنار گذاشته شد و کاربری سوم که سفارش و خرید مستقیم در محل باغ کتاب تهران بود جایگزین ایده قبلی شد البته هردوی این کاربری‌ها، با مشکل اصلی‌تری همراه بود: حرکت در مسیر ایجاد «بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی جهان». این هدف نه‌تنها تأثیرات مخربی روی استفاده از فضای «باغ کتاب تهران می‌گذاشت، بلکه می‌توانست بر صنعت کتاب و نشر به‌ویژه کتاب‌فروشی‌ها نیز تأثیر مخربی داشته باشد. دلایل تغییر طرح کاربری دوم و سوم را در عناوین زیر می‌توان جست‌وجو کرد:

 

  • افزایش تعطیلی کتاب‌فروشی‌های متمرکز جهان.
  • افزایش خرید کتاب‌های الکترونیکی و کاهش انتشار چاپی کتاب.
  • کمبود کتاب‌های باکیفیت و خواندنی برای مردم نسبت به تعداد عناوین انتشاریافته.
  • تغییرات ناگزیر صنعت نشر.
  • تغییر کاربری بسیاری از فروشگاه‌های کتاب کشور به سوپرمارکت‌های فرهنگی با مراکز عرضه کتب کمک‌آموزشی و کنکور.
  • تجربه ناموفق فروشگاه‌های زنجیرهای کتاب
  • کاهش کارآمدی نهادهای مکمل آموزش‌وپرورش مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انجمن‌های اسلامی و بسیج دانش‌آموزی.

سید مجید حسینی (مدیر جدید سازمان) معتقد است اگر باغ کتاب تهران با رویکردهای گذشته پیش می‌رفت، چیزی شبیه تمام چیزهایی می‌شد که پیش‌ازاین وجود داشته‌اند ولی بی‌فایده: «وقتی با پروژه باغ کتاب تهران روبرو شدم فهمیدم که با نگاه به‌اصطلاح دولتی طرف هستم نگاهی از بالا به پایین و تحمیل‌کننده نیاز به مردم. نه نیازی از طرف مردم. این غلط است که ما تصمیم می‌گیریم که چه چیزی برای مردم خوب است. ممکن است مطالعاتی کنیم و به نتیجه برسیم چه چیزی برایشان خوب است، اما ممکن است لزوماً راه درستی نباشد. نمونه‌اش همین فرهنگسراها بیش از دویست فرهنگسرا داریم که خلوت است و سوت‌وکور مانده.

 

سؤال پیش آمد که چرا جایی شبیه کانون پرورش فکری دهه‌های گذشته را دیگر نداریم؟ مخاطبین فرهنگ و هنر امروز ما همان کودکان دیروزی هستند که کانون تربیتشان کرده است این کودکان زمانی که بزرگ شدند بهترین مصرف‌کننده‌های کتاب شدند. باغ کتاب می‌تواند جه فضای مناسبی بسازد برای این‌که کانون پرورشی تازه‌ای شود با نیازهای زمان خودش؟ نیازهای سال ۱۳۹۶. شاید راهش راهی است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه پنجاه و شصت رفته است. مخاطبش را درست تشخیص داد و در آن‌ها ایجاد نیاز کرد تا مصرف فرهنگی داشته باشند. کودکی که امروز به شبکه‌های ماهواره‌ای دسترسی دارد دیگر خودش را با نمایش عروسکی تطبیق نمی‌دهد. دیگر او در معرض انواع و اقسام وسایل فنّاورانه است که در دسترسش قرار دارد. با همین سؤالات بود که رویکرد جدید ما در باغ کتاب تهران شکل گرفت.»

 

طرح کاربری جدید ما

 

«باغ کتاب تهران» در اواخر سال ۱۳۹۴، با نگاه جدی‌تری به مسئله کاربری و افزایش مزیت رقابتی این مرکز تغییر کاربری داد. با کمک پژوهش‌های صورت گرفته مشخص شد که اختصاص بخش صلی فضا به کتاب‌فروشی با خطرات متعددی همراه است که ازجمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

با توجه به اینکه تقریباً همه فضای «باغ کتاب تهران» در رویکرد قبلی به کتاب اختصاص داشت، بیم آن می‌رفت که این مجموعه به فروشگاه بزرگ کتاب نیمه متروک تبدیل شود. چراکه در آن رویکرد به‌جای ایجاد نیاز و ترغیب مخاطب برای مصرف کتاب، تنها عرضه و توزیع کتاب بهتر انجام می‌شد؛ تجربه‌ای تکراری و شکست‌خورده. دکتر حسینی دراین‌باره می‌گوید: «اگر چرخه کتاب را به تولید، توزیع و مصرف تقسیم کنیم، همیشه ما این سورنا را از سر گشادش می‌زنیم. به‌جای این‌که ابتدا مصرف را تقویت کنیم، بعد با تبلیغ توزیع را تقویت کنیم و در انتها به سمت تولید برویم، در چرخه معکوس و معیوب تولید، تبلیغ و توزیع و مصرف می‌افتیم. حاصلش همین مسابقات علمی و ظاهراً معنوی است که در دانشگاه‌ها برگزار می‌شود. مسابقه شهید مطهری برگزار می‌کنیم و جوایز نفیسی در نظر می‌گیریم و در انتها هم کسی مانند شهید مطهری تولید نمی‌شود.

 

مسئله دقیقاً این است که این قیف را برعکس گرفته‌ایم و ماجرا محدود به باغ کتاب نیست و شامل بسیاری از مسائل در کشور می‌شود. به نظر می‌رسد که مصرف‌کننده در حال از بین رفتن است مصرف‌کننده یا بهتر بگوییم مصرف فرهنگی درخطر است. سیاست‌های تولید کتابمان اشتباه بوده و ایده اولیه باغ کتاب تهران هم بر اساس همین سیاست‌ها و ذهنیت‌ها شکل‌گرفته است. این هم به خاطر سیاست‌های غلط جاری کشور است که در آن بیشتر تقویت تولید است تا تقویت مصرف».

 

با توجه به ضعف اقتصاد کتاب و آشکار شدن نشانه‌های ورشکستگی بخش خصوصی در حوزه تولید و توزیع نشر، «باغ کتاب تهران» اثری منفی بر این حوزه می‌گذارد و به‌مرور رقیبی برای بخش خصوصی خواهد شد.

 

با حذف عملکرد نمایشگاه کتاب، «باغ کتاب تهران» باید یک جای خالی مهم و ضروری را در فضای فرهنگی و اجتماعی شهر تهران پر می‌کرد، ضمن اینکه می‌بایست محوریت کتاب در آن کاملاً حفظ می‌شد.

 

با جمع‌بندی و در نظر گرفتن تمامی ابعاد، رویکرد دوم (کاربری تماماً کتاب محور) جای خود را به رویکرد جامع‌تری داد. درنهایت قرار شد باغ کتاب تهران به یک مرکز چندمنظوره علم و سرگرمی بزرگ‌ترین فروشگاه کتاب و کالای فرهنگی در کشور تبدیل شود. همچنین در رویکرد جدید. جایگاه مخاطبان ارزش دوچندانی پیدا کرد که چنین توجه ویژه‌ای قبل از آن وجود نداشت. در طرح کاربری جدید ما، کودکان و نوجوانان به‌عنوان مخاطبان اصلی باغ کتاب تهران شناسایی و تعریف‌شده‌اند.

 

مجید حسینی معتقد است: «واقعیتی وجود دارد که در شهر تهران بیش از یک‌میلیون دانش‌آموز محدود یک‌میلیون دانشجو داریم. دانشجویان را باید فراموش کنیم که دیگر کار زیادی نمی‌توانیم برایشان بکنیم. اما دانش‌آموزانی داریم که وقتی درسشان تمام می‌شود بی‌علاقه به کتاب هستند البته این مشکل در فرآیند آموزش‌وپرورش ما اتفاق می‌افتد. شما کودکان ۵ ساله‌ای را می‌بینید که به کتاب علاقه‌مند هستند و وقتی به کلاس پنجم می‌رسند کتاب‌هایشان را آتش می‌زنند آموزش‌وپرورش بلایی سر خلاقیت دانش‌آموز می‌آورد که توسط دانش آموزان کتاب سوزان رله می‌افتد. پس مسئله کتاب‌فروشی نیست. باید زیرساختی کار کرد و علاقه به کتاب در بین دانش آموزان و کودکان ایجاد کرد.

 

جا انداختن فرهنگ مطالعه در کودکان پاسخ می‌دهد، درحالی‌که کار بسیار دشوار و تا حدی ناممکن است که بتوانید مخاطبان بزرگ‌سال را که عادتشان شکل‌گرفته تغییر دهید. هنگامی‌که برای انجام کاری به کانادا و آموزش‌وپرورش رفتم، فهمیدم مسئله فروشگاه کتاب و خود ناشرین نیست. این‌ها به قول مارکس روساخت ماجرا هستند و زیرساختی وجود دارد به نام نظم آموزش‌وپرورش. در نظم آموزش‌وپرورش توسط معلم است که وفاداری میان کودک و کتاب شکل می‌گیرد. وقتی این زیرساخت را ما نداشته باشیم، روساخت کاری را از پیش نمی‌تواند ببرد. ناشر و کتاب‌فروش و رسانه‌ها می‌خواهند چه کنند؟ فرض کنید که ما در باغ کتاب تهران آدم‌ها را هم به شکلی بکشانیم اما وقتی کتاب نخوانند. به چه دردی می‌خورد؟ در کانادا پس‌ازآن که معلمی آموزش‌های باشگاهی را می‌بیند دوباره باید دوره‌ای را بگذراند که شامل توانایی‌هایی مثل قصه‌گویی یا همان  Storytelling است چگونه برای کودک کتاب را طوری بخوانیم که دوست داشته باشد؟

 

این توجه ویژه مدیریت در رویکرد جدید، دستاوردهای مهمی را برای کلیت طرح به همراه داشته:

1. احیای باغ کتاب تهران از مکانی ایستا به فضایی پویا

 

طرح‌های قبلی به‌عنوان کتاب‌فروشی با توجه به دلایل متعدد ازجمله تنبلی و کتاب‌خوان نبودن بخش بزرگی از عموم مردم به‌ویژه جوانان و بزرگان نتیجه‌ای جز سوخت سرمایه‌ای عظیم با بازده و تأثیری کم به همراه نداشت. اما وقتی کودک و نوجوان به‌عنوان مخاطبان اصلی شناخته ‌شده رویکرد تبدیل شدن به مرکز علم و سرگرمی کودکان و نوجوانان مطرح گردید.

دکتر مجید حسینی درباره این نگاه جدید در باغ کتاب تهران می‌گوید: به این نتیجه رسیدیم که باید به مراکز علمی توجه کنیم مراکز علمی ویژه کودکان که درنهایت آن‌ها را جذب کتاب و علم کند. وقتی کودک دایناسورها را به شیوه‌ای جدید و بیرون از کتاب می‌بیند، ذهنش با آن‌ها درگیر می‌شود، علاقه‌مند می‌شود و خودش به دنبال کتاب‌هایی در این خصوص می‌رود.

 

بچه‌ها ربات بسازند و ربات سازی و کار با آن‌ها را یاد بگیرند. باشگاه نجومی درست کردیم که بچه‌ها تلسکوپ ببیند، بخرند و بسازند.

 

مرکزی خلاقیتی که در کانادا دیده بودیم را اینجا احداث کردیم که بچه‌ها بتوانند با پدیده‌های طبیعی روبرو شوند. تاریخ طبیعی روبرو شوند. تاریخ طبیعی زنده، بخش مربوط به آب و محیط‌زیست، بخش آزمایشگاهی دست ورزی)، بخش مربوط به نمایشنامه‌ها و قصه‌های علمی ما معتقدیم که زیرساخت علم است و باقی مایل در حاشیه قرار دارند. یکی از مشکلاتی که کودکان این نسل به آن دچارند دوری از دست ورزی است و استفاده بیش‌ازحد فضای مجازی. این نگرانی وجود دارد و ما باید بچه‌ها را دوباره به سمت دست ورزی و بازی آنلاین ببریم. ما سعی کردیم در این بخش از فضاهای دیجیتال دوری کنیم. برای همین قضایی برای خلاقیت کودکان اختصاص دادیم تا با پدیده‌های فیزیکی مواجه شوند. با آب‌وخاک روبرو شوند و کاردستی بسازند. متریال‌های مختلف در دسترس کودکان قرار می‌دهیم تا بتوانند با آن‌ها حجم‌های دلخواه خود را بسازند. »

 

۲. امکان تعریف کاربری‌های متنوع و گوناگون

تعریف جدید مخاطبان «باغ کتاب تهران» امکان کاربری‌ها و خدمات متنوعی را برای جذب و رضایت گروه مخاطبان اصلی و گروه مخاطبان فرعی فراهم کرد تا از یک‌سو به پایداری مجموعه و از سوی دیگر به بهبود درآمدزایی آن کمک کند.

 

۳. امکان مشارکت فعالانه‌تر باغ کتاب تهران در تحقق چشم‌اندازهای کشور

ایران برای پرورش نسل آینده خود چشم‌انداز و اهداف بلند مدتی دارد که در اسناد راهبردی کشور به آن اشاره شده است. باغ کتاب با طرح بهره‌برداری فعلی می‌تواند نقش جدی‌تر در تحقق این چشم‌اندازها ایفا کند.

 

 

تاریخچه وقایع مهم احداث باغ کتاب1383–1397

1383تابستان 1383
1384تابستان 1384
1386اردیبهشت 1386
1389زمستان 1389
1394زمستان 1394
139612 تیر 1396

دستور شهردار وقت تهران برای احداث محل جدید نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

زمستان 1383 تا تابستان 1384 : برگزاری مسابقه طراحی معماری

نمایی از محل احداث باغ کتاب پیش از شروع پرژوهشروع به ساخت پروژه

ورود آقای علی اکبر اشعری برای بهره برداری پروژه

ورود دکتر سیدمجید حسینی برای بهره برداری پروژه

نمای بیرونی بنای باغ کتاب تهران افتتاح باغ کتاب تهران

1 نظر 1112 بازدید امتیاز: 4.05 با 21 رای Article Rating
شما به این مطلب چه امتیازی می دهید؟
امتیاز: 4.05 با 21 رای

نظرات

نظر شما برای ما مهم است ...

مازیار صولتی
یکشنبه, 25 آذر,1397 | 10:22 ق.ظ
سلام. لطفا درباره معماری باغ کتاب هم مطلب بگذارید. من شنیدم معماری باغ کتاب کار سام طهرانچی هست. من خودم دانشجوی رشته معماری هستم و معماری باغ کتاب برام خیلی دوست داشتنی و جذابه. دوست دارم در موردش بیشتر بدونم

نام

ایمیل

وب سایت